تبليغاتX
الهه سخن
 ای مام من

از دوریت ای مام من

ریزد غمی در جام من

تا مرغ اندوهی گران

بنشسته بر این بام من

روزی تو بودی شمع من

در ظلمت هر شام من

اینک منم تنها دگر

شبهای تاری تا سحر

 

محمد داودزاده

برادرم

 

 
|+| نوشته شده توسط شبنم شیروانی در دوشنبه سوم تیر 1387  |
 هاله ای از نور

 

یک هاله ای

بدور قلبم کشیده ام

وقتی هاله ام

فشرده می شود

و دایره اش تنگ گشته است

از ذهن من

نور می جهد

حقا خیال خوش

 دارم

به تصویر پیغمبران خدا

تشبیه می شوم

 

شبنم

 
|+| نوشته شده توسط شبنم شیروانی در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387  |
 ای عشق ای زخم کهنه
ای عشق

ای زخم کهنه

 ترا ملتهب خواهم

 بی آنکه

 التیام پذیری

 

شبنم شیروانی

|+| نوشته شده توسط شبنم شیروانی در دوشنبه ششم اسفند 1386  |
 گر نباشد ترست از خشم ودود
آنکه گفت این جمله را بر او درود

گر نباشد ترست از خشم ودود

لااقل این دم جوانمرد از جهان دستت بشوی

وآنکه داد این وعده را بر او سجود

این زمین و آسمان هر آنچه بود

از برای صالحان گردیده بود

شبنم

|+| نوشته شده توسط شبنم شیروانی در جمعه بیست و یکم دی 1386  |
 بدون شرح

|+| نوشته شده توسط شبنم شیروانی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386  |
 حرفهای گفتنی
مرا صدا بزن

صدا بزن به شهر شور و شادی و ترانه ها

صدا بزن به دشت پرگل و اقاقیا

اگر چه که توان پاسخی مرا نمانده است

زبان من همیشه باردار حرفهای گفتنی است.

 

شبنم

|+| نوشته شده توسط شبنم شیروانی در چهارشنبه هفتم آذر 1386  |
 نه زمانه عیب پوش است

 

به کرشمه گفت

ساقی

که بنوش جرعه

یاغی

نه زمانه عیب پوش است

و نه عمر مانده

باقی

 

شبنم شیروانی

|+| نوشته شده توسط شبنم شیروانی در شنبه نوزدهم آبان 1386  |
 گره عقده دل
چشم خونبار

چه بی نور شده ست

گره عقده دل

کور شده ست

 

شبنم

|+| نوشته شده توسط شبنم شیروانی در پنجشنبه هفدهم آبان 1386  |
 هدیه برای your Background
|+| نوشته شده توسط شبنم شیروانی در جمعه یازدهم آبان 1386  |
 سه تا دعا

این سومین دعاست

برای رزاست

|+| نوشته شده توسط شبنم شیروانی در جمعه یازدهم آبان 1386  |
 
 
بالا